فراروانشناسی یا پاراسایکولوژی شاخه‌ای از روانشناسی ست که به مطالعهٔ پدیده‌های روانشناختی به ظاهر ماوراء طبیعه می‌پردازد.


تعاریف

پدیده‌هایی که مطالعه می‌شوند عبارت‌اند از ادراک فراحسی (extra-sensory perception)، جنبش فراروانی (psychokinesis) و بقای خودآگاهی پس از مرگ. در زبان ِ فراروانشناسان به این پدیده‌ها، اصطلاحاً PSI گفته می‌شود. یک اصطلاح بی طرفانه که هیچ چیز مثبت یا منفی در مورد علت این پدیده‌ها یا تجربه‌ها نمی‌گوید. تحقیقات ِ فراروانشناسان رو ش‌های مختلفی بهره می‌بردند. از جملهٔ این روش‌ها می‌توان به تحقیقات آزمایشگاهی و تحقیقات ِ صحرایی اشاره کرد. این تحقیقات در آزمایشگاه‌های تعدادی از دانشگاه‌ها و بنیادهای خصوصی در سطح جهان انجام می‌شود. همچنین نتایج این تحقیقات معمولاً ً در نشریات ویژه‌ای نظیر نشریهٔ فراروانشناسی (journal of parapsychology) و نشریهٔ فراروانشناسی اروپا منعکس می‌شود. مقاله‌های تحقیقاتی فراروانشناسی نیز غالباً در نشریه‌های «مجلهٔ روانشناختی» (psychological Bulletin)، بنیادهای فیزیک (Foundation of Pyysics) و نشریهٔ روانشناسی بریتانیا ارائه می‌شود. آزمایش‌هایی که معمولاً ً توسط فراروانشناسان انجام می‌شود عبارت‌اند از:

  • شماره انداز عدد تصادفی (random number generator) به منظور بررسی مدارک روان جنبشی،
  • محرومیت حسی از طریق ِ آزمایش‌های گانزفلد جهت تست ادراک فراحسی
  • تحقیقاتی که تحت قرارداد با دولت ایالاتِ متحده برای بررسی امکان مشاهده از راه دور (remote viewing) صورت می‌گیرد.

فراروانشناسی در حال حاضر

از دههٔ ۱۹۷۰، تحقیقات ِ فراروانشناسی معاصر در آمریکا به طور قابل توجهی کاهش یافت. تحقیقات اولیه پس از بررسی مجدد بی دقت و بدون نتیجه در نظر گرفته شد و فراروانشناسان با مخالفت شدید همکاران آموزشی شان مواجه شدند. برخی اثرات نظیر عکس برداری کیرلیان که ماورا طبیعه و نامتعارف پنداشته می‌شد، تحت شرایط کنترل شدهٔ دقیق تر لو رفت و عمر نظریه شان به پایان رسید . همچنین بسیاری از آزمایشگاه‌های دانشگاهی در آمریکا بسته شد. دلیل این مساله، فقدان استانداردهای لازم برای پذیرش توسط جریان کلی علم عنوان شد. در نتیجه فراروانشناسی به موسسه‌های خصوصی با منابع خصوصی محدود شد. پس از ۲۸ سال تحقیق، آزمایشگاه تحقیقات بررسی فنی پدیده‌های نامتعارف پرینستون در سال ۲۰۰۷ به تحقیقات خود پایان داده و اعلام بازنشستگی کرد. با این حال دو دانشگاه در آمریکا همچنان جان سختی می‌کنند و دارای آزمایشگاه‌هایی برای فراروانشناسی هستند . آنها تحقیقات را بین خود بدین شکل تقسیم کرده‌اند که حوزه روانپزشکی – پزشکی دانشگاه ویرجینیا به مطالعهٔ امکان بقای خودآگاهی پس از مرگ می‌پردازد، و آزمایشگاه وریتاس دانشگاه آریزونا تحقیقات ِ آزمایشگاهی واسطه‌ها ( میانجی‌ها ) را هدایت می‌کند .همچنین چندین موسسهٔ خصوصی، از جمله موسسهٔ علوم ادراکی – معرفتی، به ترویج تحقیقات فراروانشناختی می‌پردازند.

در اروپا نیز بریتانیا با تأسیس آزمایشگاه‌های خصوصی در دانشگاه ادینبرا، نورت هامپتون و لیورپول مطالعات فراروانشناسی را دنبال می‌کند . تحقیقات فراروانشناختی همچنین توسط دیگر شاخه‌های فرعی روانشناسی نیز دنبال می‌شود. این شاخه‌ها عبارت ست از روانشناسی انتقال شخصیتی (transpersonal psychology) که جنبه‌های به اصطلاح متعالی یا روحانی ذهن بشر را مطالعه می‌کند و روانشناسی غیرمتعارف که به بررسی باورهای نامتعارف و ماورا الطبیعه و تجربیات ذهنی غیر عادی در قالب روش‌های روانشناسی سنتی می‌پردازد .

تحقیقات

قلمرو

فراروانشناسان به مطالعهٔ شماری از پدیده‌های ماوراء طبیعهٔ ( صوری ) قابل مشاهده می‌پردازند . از جمله :

  • تلپاتی: انتقال اطلاعات مربوط به افکار یا حواس از فردی به فرد دیگر از طریقی غیر از ۵ حس اصلی .
  • پیش آگاهی (Precognition): ادراک اطلاعات در مورد مکان‌ها یا رویدادهای آینده قبل از اینکه رخ دهند.
  • غیب گویی یا بصیرت (clairvoyance): کسب اطلاعات دربارهٔ مکان‌ها یا رویدادها در مکان‌های دور دست ناشناخته برای علم کنونی بشر.
  • روان - جنبشی : ( جنبش فراروانی ) توانایی ذهن برای تأثیر گذاری بر ماده، زمان، مکان یا انرژی ازطریق روشی ناشناخته برای علم کنونی بشر.
  • تناسخ (Reincarnation): تولد دوباره یک روح یا یک جنبهٔ غیر – جسمانی دیگر از هوشیاری بشر در یک بدن ِ جسمانی پس از مرگ.
  • رفت و آمد ارواح (Hauntings): پدیده‌ای که اغلب به ارواح نسبت داده می‌شود . همچنین شامل رویارویی فرد با افراد مرده یا همراه با تعلقات پیشین فرد که به طور مرتب رخ می‌دهد .

تعاریفی که در بالا ارائه شد ممکن است موارد کاربرد اصلی آنها را و همچنین نظریات تمامی فراروانشناسان و انتقاد هایشان را منعکس نکند . بسیاری از منتقدان عقیده دارند که فراروانشناسان به مطالعهٔ پدیده‌هایی می‌پردازند که تحت شرایط آزمایشگاهی کاملاً ً دقیق و سخت گیرانه تمامی آنها ناپدید شده و معلوم می‌شود که فرایندهایی عادی و معمولی بیش نبودند . به گفتهٔ انجمن فراروانشناسی نیز اظهار کرده‌است که فراروانشناسان به مطالعهٔ تمامی پدیده‌های ماوراء طبیعه نمی‌پردازند . آنها با طالع بینی، بشقاب پرنده‌ها، پاگنده‌ها، الحاد گرایی، خون آشام‌ها، کیمیاگری یا جادوگری سر و کار ندارند .

روش‌شناسی

فراروانشناسان هنگام مطالعهٔ پدیده‌های نامتعارف قابل مشاهده از رویکردهای گوناگونی بهره می‌گیرند . این روش‌ها عبارت‌اند از رویکردهای کیفی مورد استفادهٔ روانشناسی سنتی، و همچنین روش‌های تجربی کمی . اما مطالعاتی که بیش از همه جنجال برانگیز بوده‌اند مربوط به استفاده از فراتحلیل در بررسی مدارک اماری SPI می‌باشد .

 



گانزفلد در آلمانی به معنای محیط وسیع، تکنیکی ست که برای بررسی تلپاتی در افراد مورد استفاده قرار می‌گیرد . در این تکنیک محیط دیداری و شنیداری فرد عایق شده و تداخلات ذهنی فرد رو به خاموشی می‌رود. عایق نمودن حس بینایی معمولاً ً از طریق ِ تابش نور قرمز ملایم می‌باشد که این کار از طریق چسباندن توپ‌های پینگ پونگ به چشمان داوطلب گیرنده صورت می‌گیرد .حس شنوایی فرد گیرنده نیز معمولاً ً از طریق ِ پخش یک صدای ساکن یا صداهایی شبیه این‌ها مسدود می‌شود . همچنین فرد در یک موقعیت دراز کشیده و راحت قرار داده می‌شود تا حساسیت لامسه به حداقل برسد . در یک آزمایش گانزفلد نوعی، یک فرد به عنوان گیرنده و فردی دیگر به عنوان فرستنده وجود دارند که هر دو در محیط عایق قرار داده می‌شوند . فرد دریافت کننده در موقعیت محیط گانزفلد قرار می‌گیرد . انگاه به فرد فرستنده یک ویدئوکلیپ یا تصویر ساکن نشان دهد می‌شود و از او خواسته می‌شود که به صورت ذهنی این تصویر را به فرد گیرنده منتقل کند . از فرد دریافت کننده نیز که در محیط کانزفلد قرار دارد خواسته می‌شود که به طور پیوسته با صدای بلند راجع به حالات ذهنی خود یعنی تصاویر، افکار و احساسات خویش سخن بگوید . در انتهای دورهٔ فرستادن اطلاعات که معمولاً ً حدود ۲۰ تا ۴۰ دقیقه طول می‌کشد، فرد دریافت کننده از اتاق گانزفلد بیرون آورده می‌شود و به او ۴ تصویر یا کلیپ نشان داده می‌شود . یکی از این ۴ تصویر یا کلیپ، مورد درست می‌باشد و سه تای دیگر برای فریب ارائه شده‌اند . فرد دریافت کننده تلاش می‌کند تا مورد درست را انتخاب کند . در واقع او تلاش می‌کند تا از تجربیات ادراکی خویش حین موقعیت گانزفلد به عنوان آثاری از آنچه که ممکن است به طور ذهنی از تصویر ارسالی بدست آمده باشد استفاده کند . نتیجهی این آزمایش گانزفلد به طور منفرد از وجود هیچ پدیدهٔ ماوراء الطبیعه خبر نمی‌دهد . و فرد تقریباً ً به همان میزان که قوانین احتمال پیش بینی می‌کنند یعنی ۲۵ ٪ قادر به تشخیص گزینهٔ صحیح می‌باشد . با این وجود هنگامی که از روش فراتحلیل استفاده می‌شود نتایج تا حدی متفاوت است . طبق گفتهٔ فراروانشناسانی نظیر دین رادین ( Dean Radin )، چارلزهونورتن ( Charles Honorton ) و داریل بم ( Daryl Bem )، هنگامی که نتایج آزمایش‌های گانزفلد –که از بیشتر از ۳۰۰۰ جلسهٔ گانزفلد به وسیلهٔ ۲۴ محقق از سرتاسر جهان بدست آمده – در یک فراتحلیل گرد هم آمدند، نشان دهندهٔ این بود که به طور متوسط، فرد دریافت کننده بیشتر از آنچه که تنها از طریق احتمال و شانس انتظار می‌رود تصویر درست را انتخاب می‌کند . از آنجاییکه این فراتحلیل از نتایج گانزفلد از لحاظ آماری بامعنا در نظر گرفته شد، در بین نشریات اصلی روانشناسی علمی بحث و جدل‌های بسیاری در مورد چگونگی تفسیر صحیح نتایج به وجود آمد


آزمایش‌های مربوط به لحظات نزدیک به مرگ

تجربه نزدیک به مرگ ( NDE ) تجربه‌ای ست که توسط یک فرد که نزدیک به مرگ بوده‌است و یا یک مرگ پزشکی ( بالینی ) را تجربه کرده و سپس دوباره به هوش آمده‌است گزارش می‌شود . NDE‌ها شامل یک یا چند تا از تجریبات زیر می‌شوند : احساس مردن، تجربهٔ خارج شدن از تن و مشاهدهٔ نواحی اطراف، حس طاقت فرسا و شدید عشق و صلح، حس حرکت به سمت بالا ازطریق ِ یک راهروی باریک و تونل مانند، ملاقات کردن با قوم و خویش‌های از دنیا رفته یا پیکرهای روح مانند، مواجه شدن با موجود نورانی و یا خود نور، تجربهٔ مرور شدن زندگی، رسیدن به مرزها و حاشیه‌ها، و احساس بازگشت به بدن، اغلب همراه با بی میلی و اکراه . علاقه به NDE اصولاً با تحقیقات رواپزشکانی همچون الیزابت کوبلر – رز ( Elisabeth Kübler-Ross )، جرج ریچی ( George Ritchie ) و ریموند مودی جی . آر ( Raymond Moody Jr ) آغاز شد . ریموند مودی در سال ۱۹۹۸ به کرسی مطالعات مربوط به هوشیاری در دانشگاه نوادا لاس وگاس منسوب شد . انجمن بین‌المللی مطالعات تجربیات نزدیک به مرگ ( IANDS ) در ۱۹۷۸ جهت برآوردن نیازهای محققان اولیه و تجربه کنندگان درون این رشته از تحقیقات تأسیس شد . محققان بعدی نظیر بروس گریسون( Bruce Greyson )، روانشناس کنت رینگ ( Kenneth Ring ) و کابدشناس میخایل سابوم( Michael Sabom ) مطالعهٔ تجریبات نزدیک به مرگ را در زمینهٔ علمی مطرح کردند